هومنهومن، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره

بهانه زندگیم

پیشی ملوس آشپزخونه

ای وروجک شیطون تو اونجا رفتی چیکار جا قحطی واسه نشستن جونم برات بگه . عاشق آشپزخونه و وسایلای داخل کابینتی علاقه خاصی به ملاقه کفکیر و قابلمه و آبکش اینا داری اون همه اسباب بازی با یکیشون بازی نمی کنی بزرگ ترین انرژی مثبت زندگیمی . از اینکه صاحب این نعمت بزرگ هستم خدا رو شاکرم اینجا هم سر کابینت باز و بست کردن با آرادی جر و بحث می کنین آنالی روزی چند بار وسایلای آشپز خونه رو  از وسط خونه جمع می کنه . اون از جمع کردن خسته میشه تو از ریخت و پاش خسته نمی شی ای شیطونه مامان   ...
26 بهمن 1391

عشق و زندگی من ...

  سلام عسل زندگیم ... چه گل پسر خوشگل و مامانی شدی چه چیزا که نمیگی  چه زبونا که نمی ریزی تازگی یاد گرفتی تا یه چیزی بهت میگم میگی بازیگوش  الهی مامان فدای شیرین زبونیات بابایی چند تا چیز بهت یاد داده به هر کی می رسی زودی میگی مثلا پدر سوخته یا زود زود میگی بسه ته وای که وقتی این کلمه ها رو میگی دوست دارم درسته قورتت بدم خلاصه همگی خیلی دوستت داریم عزیز مامان تا می تونی بچه بمونو بچگی کن و با این شیرین زبونیات منو بیشتر از این شیفته خودت کن وای که چقدر دوستت دارم ...
26 بهمن 1391
1